طراحی UI برای کارفرماهای واقعی؛ اشتباهاتی که فقط در پروژههای واقعی دیده میشود
طراحی رابط کاربری (UI) در پروژههای واقعی تفاوت زیادی با پروژههای تمرینی، نمونهکارها یا حتی پروژههای دانشگاهی دارد. زمانی که با یک کارفرمای واقعی، محدودیتهای واقعی و اهداف تجاری مشخص روبهرو میشویم، چالشهایی ظاهر میشوند که در هیچ UI Kit یا تمرین Dribbbleای دیده نمیشوند.
در این مقاله، از تجربهی پروژههای واقعی طراحی سایت و رابط کاربری میگوییم و به اشتباهاتی میپردازیم که اغلب فقط در دنیای واقعی اتفاق میافتند؛ اشتباهاتی که اگر از ابتدا مدیریت نشوند، میتوانند زمان، هزینه و کیفیت پروژه را تحت تأثیر قرار دهند.
۱. طراحی زیبا، بدون درک هدف کسبوکار
یکی از رایجترین اشتباهات در پروژههای واقعی این است که طراحی صرفاً بر اساس زیبایی بصری انجام میشود، نه بر اساس هدف کسبوکار.
در حالی که:
-
UI قرار نیست فقط «قشنگ» باشد
-
UI باید فروش ایجاد کند، کاربر را هدایت کند و تصمیمگیری را سادهتر کند
در پروژههای واقعی، اگر طراح نداند هدف سایت چیست (فروش، رزرو، جذب لید، برندینگ یا آموزش)، حتی زیباترین طراحی هم شکست میخورد.
راهحل حرفهای:
قبل از شروع طراحی UI، باید به این سوالها پاسخ داده شود:
-
کاربر نهایی چه کسی است؟
-
کارفرما از سایت دقیقاً چه نتیجهای میخواهد؟
-
موفقیت این صفحه چطور سنجیده میشود؟
۲. نادیده گرفتن محدودیتهای واقعی کارفرما
در پروژههای تمرینی همهچیز ایدهآل است؛ اما در پروژههای واقعی:
-
محتوا ناقص است
-
عکسها کیفیت مناسبی ندارند
-
بودجه محدود است
-
زمان تحویل فشرده است
یکی از اشتباهات بزرگ این است که UI بدون توجه به این محدودیتها طراحی شود. نتیجه؟
یا طرح اجرا نمیشود، یا در مرحله توسعه کاملاً تغییر میکند.
راهحل حرفهای:
طراحی UI باید واقعگرایانه باشد:
-
با محتوای واقعی یا حداقل محتوای نزدیک به واقعیت
-
با در نظر گرفتن توان اجرایی تیم و کارفرما
-
قابل توسعه و قابل اصلاح در آینده
۳. کارفرما را وارد جزئیات طراحی کردن
در پروژههای واقعی، کارفرما نظر دارد — و این کاملاً طبیعی است.
اما اشتباه رایج این است که کارفرما به جای تصمیمگیر نهایی، وارد جزئیات تخصصی UI میشود:
«دکمه رو ببر اونور»
«این رنگو دوست ندارم»
«فونتشو عوض کنیم؟»
این موضوع معمولاً باعث سردرگمی، رفتوبرگشتهای زیاد و افت کیفیت طراحی میشود.
راهحل حرفهای:
طراح باید:
-
منطق طراحی را توضیح دهد، نه فقط ظاهر را
-
تصمیمها را به هدف کاربر و بیزینس ربط دهد
-
به جای سؤالهای باز، گزینههای محدود و منطقی ارائه کند
۴. ناهماهنگی UI با هویت بصری برند
در پروژههای واقعی، UI بخشی از یک سیستم بزرگتر به نام برند است.
یکی از اشتباهات رایج این است که طراحی سایت یا اپلیکیشن با:
-
لوگو
-
رنگ سازمانی
-
لحن برند
-
طراحی گرافیکی دیگر بخشها
هماهنگ نیست.
نتیجه؟
کاربر حس میکند با چند برند مختلف طرف است.
راهحل حرفهای:
UI باید ادامهی طبیعی طراحی گرافیک و هویت بصری برند باشد، نه یک جزیرهی جداگانه.
در nvset، طراحی UI همیشه در کنار طراحی لوگو و برندینگ دیده میشود تا یک تجربهی یکپارچه ساخته شود.
۵. بیتوجهی به رفتار واقعی کاربران
در پروژههای واقعی، کاربران:
-
همیشه اسکرول نمیکنند
-
متنهای طولانی را نمیخوانند
-
راهی را انتخاب میکنند که سادهتر است، نه درستتر
طراحی UI بر اساس فرضیات ذهنی طراح، یکی از خطرناکترین اشتباهات است.
راهحل حرفهای:
-
استفاده از الگوهای رفتاری شناختهشده
-
سادهسازی مسیر کاربر
-
اولویت دادن به وضوح، نه خلاقیت افراطی
۶. طراحی بدون فکر به توسعه و آینده سایت
یک اشتباه رایج دیگر در پروژههای واقعی این است که UI فقط برای «نسخه اول» طراحی میشود.
در حالی که:
-
کسبوکار رشد میکند
-
صفحات جدید اضافه میشوند
-
امکانات توسعه پیدا میکنند
راهحل حرفهای:
طراحی UI باید:
-
مقیاسپذیر باشد
-
ساختارمند باشد
-
امکان اضافه شدن بخشهای جدید را داشته باشد
جمعبندی
طراحی UI در پروژههای واقعی، فقط طراحی صفحه نیست؛ ترکیبی است از:
-
درک کسبوکار
-
شناخت کاربر
-
مدیریت ارتباط با کارفرما
-
هماهنگی با برند
-
و تصمیمگیری حرفهای
در nvset، ما UI را نه بهعنوان یک ظاهر، بلکه بهعنوان یک ابزار مؤثر برای رشد کسبوکار طراحی میکنیم؛ ابزاری که هم زیباست، هم کاربردی، و هم قابل اجرا در دنیای واقعی.
